رضا علامهزاده:زمزمه برگزاری مراسم چهارشنبه سوری امسال با محتوای ضد ديکتاتوری دارد آرام آرام به يک هلهله شادی بدل ميشود. و ميدانيم که هيچ چيز بيش از شادی و شادماني، روضه خوانان مرگ پرست را مشوش نميکند!
به هفت دليل روشن، بايد تمامی شبگريزان ايراني، دست در دست، چهارشنبه سوری امسال را به عنوان شبی به روشنی روز در تاريخ مبارزات دموکراسی طلبی وطنمان ثبت کنند:
يک: چهارشنبه سوري، جشن باستانی و ملی ما ايرانيان است که نشان از قدمت تاريخی سه هزار سالهی ملتی بزرگ دارد که چون آتشی فروزان از گردبادهای سهمناک تاريخ برگذشته، و گرمابخشتر از هميشه همچنان ميدرخشد. همين ويژگی يگانه، يعنی باستانی و ملی بودن، به تنهائی کافی است تا فرصت طلائی چهارشنبه سوری را برای نشان دادن برتری نور بر تاريکی از دست ندهيم. به هفت دليل روشن، بايد تمامی شبگريزان ايراني، دست در دست، چهارشنبه سوری امسال را به عنوان شبی به روشنی روز در تاريخ مبارزات دموکراسی طلبی وطنمان ثبت کنند:
دو: شبِ چهارشنبه سوری شبِ شادمانی و سرور و پايکوبی است و همين خصيصه، اين شب را از شبهای زاری و گريه و مويه متمايز ميکند؛ شبهائی که دين فروشان حاکم برای پنهان داشتن نامردميهايشان از دينباوران واقعي، با تمام توان به آن توسل ميجويند و از احساسات مذهبيشان سوءاستفاده ميکنند.
سه: تا آنجا که من اطلاع دارم جشنی به اين طولانی و به اين تنوع در هيچ فرهنگ بشری وجود ندارد. منظورم جشن نوروز ما ايرانيان است که از شب آخرين چهارشنبه سال آغاز ميشود و تا مراسم سيزده به در، که دستکم دو هفته پس از آن است ادامه مييابد. مردم ما ميتوانند مراسم چهارشنبه سوری امسال را به عنوان سرآغاز نمايشی شاد و دل انگيز تلقی کنند که تا سيزده به در سال تازه ادامه خواهد يافت.
چهار: يکی از مهمترين ويژگيهای چهارشنبه سوري، سراسری و کشوری بودن آن است. هيچ ده و قصبه و شهری نيست که محلههايش در چهارشبنه سوری مملو از پيران و جوانانی که شادمانانه از روی آتش ميپرند نباشد. مرزهای جغرافيائی پايتخت و استان و شهرستان و روستا برچيده ميشود و ايران يکپارچه فرياد شادمانهی آزادی می شود.
پنج: چهارشنبه سوری به عنوان سرآغاز نوروز، همواره جشنی فرامذهبی بوده و خواهد بود. بجز مشتی قشريون دين فروش که بويژه در طول امسال دستشان برای مذهبيها هم رو شده و حنايشان پيش آنها هم ديگر رنگی ندارد، همهی مردم ايران با هر نگرش و اعتقادی در آن شرکت می کنند. مرزهای دروغين و غير انساني، که توسط دين فروشان معمم و مکلا ميان خداباوران و بيخدايان، ميان مسلمانان و يهوديان و بهائيان و مسيحيان و زرتشتيان و... کشيده شده برچيده ميشود و ملت ايران در تماميتِ با شکوهش جلوهگر ميشود.
شش: فراقومی بودن چهارشنبه سوری نيز ويژگی برجسته ديگر آن است. اين جشن شادمانه، کُرد و لُر و فارس و بلوچ نميشناسد. ترکمن همانگونه از آتشی که در پشت اُبهاش در دشت ترکمن صحرا برافروخته ميپرد که هموطن عربتبار اهوازی در مقابل کلبهاش در نخلستان جنوب. دختر و پسر تهرانی با همان زبان با آتش حرف ميزنند که زن و مرد گيلک: "زردی من از تو، سرخی تو از من!"
هفت: و بالاخره، و شايد از همه مهمتر، همين هفتمين ويژگی است که تنها به شرائط چهارشنبه سوری امسال ارتباط دارد. دنيا ميداند که مرگ پرستان حاکم بر ايران از هرچه بوی ايرانی بودن بدهد بيزارند چرا که ميدانند مرگشان در اتحاد همه ايرانيان با هم است. ندادن يک اجازه ساده برای گردهمائی مخالفان، و جلوگيری به هر حيلت از بيرون آمدن مردم، از همين وحشت ريشه ميگيرد. «چهارشنبه سوری» اما پادزهر هر حيلت را در گوهر خود دارد؛ گوهری که تلاش کردم رگههائی از درخشش آن را در شش بند بالا بياورم.
مرگسالاران در برخورد با اين گردهمائی پراکنده در ابعاد ميهن، به کلی عاجز خواهند بود. تمام ايران را با صدها هزار کوی و برزن که تجليگاه مخالفان در شب چهارشنبه سوری خواهد بود را نميتوان اشغال نظامی کرد! طرفداران مرگ باوران حاکم، تنها ايرانيانی هستند که از هر جشنی بيزارند چه رسد به چهارشنبه سوري، نماد شادمانی. پس نميتوان آنان را از طريق سيمای زشت رهبري، و منبر زشتتر رمالان جمعه به اين جشن فراخواند و با اتوبوس و قطار از اينجا و آنجا به جای معينی کشاند! و از همه شيرينتر فضای شادمانهی حاکم بر شب چهارشنبه سوری است که نه فضای غم و آه و سينه و رنجير زدن، که هوای پايکوبی و ترنم و لبخند است به فردای روشن آزادی که طليعهاش از هم اکنون پيداست.
11 اسفند 1388 00:20
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر