مقالات سینمایی به مناسبت سالروز درگذشت «پرویز فنی‌زاده» : مردی برای تمام فصول سینمای ایران


parviz fani zadeh.jpg
پرویز فنی زاده را باید در سینمای ایران بازیگری بدانیم که از پس هر نقشی برمی آمد به گونه ای که به او لقب مردی برای تمام فصول را داده بودند.
سینمای ایران مملو از بازیگران ریز و درشتی است که در قالب بازیگر،ستاره و سوپر استار در فیلم‌های مختلفی به هنر نمایی پرداختند. برخی با تحصیلات آکادمیک و تحمل سال‌ها مرارت وسختی و برخی دیگر با ضابطه وبه عنوان تهیه‌کننده و برخی دیگر متاسفانه با رابطه وارد دنیای بازیگری شدند. دنیایی که علاوه برشهرت باعث محبوبیت و ماندگاری بسیاری از آدم‌هایی شد. 
نج سال پس از آنکه برادران لومیر در 28 دسامبر 1895 میلادی در زیر زمین گران کافه پاریس باشگاه سینماتوگراف را راه‌اندختند، مظفرالدین شاه قاجار در 24 فروردین 1279 عازم پاریس شد و در نمایشگاه جهانی به این دستگاه نظرش جذب شد. اگر چه مورخان چرخیدن دسته دوربین مدل گومول را در اوستاند بلژیک در 18 اوت 1900 میلادی مطابق با 21 ربیع الثانی 1318 هجری قمری و 27 مرداد 1279 شمسی مبدأ و تاریخ سینمای ایران می‌دانند، اما تولید و نمایش عمومی فیلم‌های بلند سینمایی در ایران حداقل سه دهه بعد از این تاریخ رونق گرفت.
تولید و نمایش بالای 2000 فیلم در تاریخ سینمای ایران، فرهنگ و تاریخچه شخص و تأمل اجرایی به این پدیده بخشیده و هویت خاصی برای آن ساخته است. گردآوری و عرضه مناسب مظاهر، یادگارها و اسناد این هنر در ایران همواره از آرزوهای علاقه مندان و دست اندرکاران این سینما بود. رویایی که با شکل گیری موزه سینمای ایران جامه عمل پوشید. از زمانی که اولین دوربین سینماتوگراف وارد ایران شد بیش از 100 سال می‌گذرد. تاریخ سینمای ایران را از همین زمان قرار داده‌اند. سینما دوستان ایرانی باید ممنون «مظفرالدین‌شاه‌ قاجار» باشند. پس از سفر«مظفرالدین‌شاه» به فرنگستان او با پدیده‌ سحر‌انگیزی مواجه می‌شود.
وی در سفرنامه‌اش این‌چنین نقل کرد: «دستگاهی است که به روی دیوار می‌اندازند و مردم در آن حرکت می‌کنند.» بعد از این واقعه بود که دستور خرید یک دستگاه سینما توگراف را به «میرزا ابراهیم‌خان» عکاس‌باشی می‌دهد. سینما توگراف در سال ۱۲۷۹ هجری شمسی پا به ایران گذاشت و پس از چند سال از داخل کاخ‌ها، اندرونی‌ها و حرمسراها بیرون آمد و وارد اجتماع شد و به میان مردم رفت.
با این حساب باید اولین فیلمبردار سینمای ایران را «میرزا ابراهیم‌خان» عکاس‌باشی بدانیم، همانی که «مهدی هاشمی» نقشش را در فیلم «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» بازی کرد و باز به همین منوال اولین ستاره سینمای ایران را باید «مظفرالدین‌شاه قاجار» بنامیم. پس از او هنرپیشگان بسیاری نقش‌آفرینی کرده‌اند و نام تمام آنها جاودانه نشده است.
سینمای ایران شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است؛ روزگاری درسینمای ایران حرف اول وآخر را فیلم فارسی می‌زد. لقبی که نام خود را از نخستین منتقد حرفه‌ای سینما «دکتر هوشنگ کاووسی» گرفت. دورانی که بیشتر موضوعات فیلم‌ها ازسینمای هند و مصر تقلید می‌شدند و پرده سینماها مملوازبازیگرانی بود که به سودای ورود به عالم بازیگری درفیلم‌ها دست به هرکاری می‌زدند.
سینمای فیلمفارسی در آواز و حرکات موزون ستاره گان رنگارنگ خود و کلاه مخملی‌های بزن بهادر و جاهل مسلک غوطه وربود. دراین زمان سینماگرانی بودند که خلاف جریان رایج حرکت می‌کردند. کسانی مانند «فرخ غفاری» که با دو فیلم «جنوب شهر» و «شب قوزی» جلوه دیگری از صنعت سینما را به نمایش گذاشت و هنوز که هنوز است شب قوزی‌اش یک سر وگردن از فیلم‌های شبهه اساتید امروز سینما بالاتر است.
شخص دیگری که باید از او نام ببریم بی‌تردید «ابراهیم گلستان» است که با ساخت «خشت و آیینه» روایتی نو از زندگی شهری و تازه مدرن شده جامعه ایرانی دارد. فیلم به نوعی جامعه روشنفکری زمانه خودش را به نقد کشیده است. در همین فیلم اولین حضور بازیگر مطرح سینمای کشورمان «پرویز فنی‌زاده» است. فنی‌زاده به همراه عده‌ای دیگر از بازیگران تئاتر هم چون «اکبر مشکین»، «علی نصیریان»، «عزت الله انتظامی»، «منوچهر فرید»، «محمد علی کشاورز» و… پا به سینما گذاشتند. اما ازهمان ابتدا اولین چیزی که در بازی «فنی‌زاده» هویدا بود فرار او از کلیشه‌های رایج وحاکم بر بازیگری آن دوره بود.
بازی روان و زیر پوستی و با فرم‌ها و المان‌هایی که تماما از تجربه تئاتری او می‌آمدند. فنی‌زاده فعالیت هنری خود را پس از پایان بردن کلاس‌های هنرهای دراماتیک آغاز کرد و پس از آن با گروهی از دوستان خود گروه تئاتر «گل سرخ» را تشکیل داد و در سال ۱۳۴۰ به عضویت گروه تئاتر پاسارگارد در آمد. او که تا آن زمان به عنوان حروف ‌چین در روزنامه اطلاعات مشغول به کار بود از کار خود دست می‌کشد و به عنوان بازیگر حرفه‌ای تئاترمشغول به کار می‌شود. وی در سال ۱۳۴۵ به استخدام اداره هنرهای دراماتیک «اداره برنامه‌های تئاتر» درآمد و مرد اول نقش‌های طنز شد. او در تئاترهای بی‌شماری بازی کرد.
«خوشا به حال بردباران»، «فرانسوا»، «مستاجر»، «باغ وحش شیشه ای»،«خسیس»، «ای بی کلاه‌ای با کلاه» و «چوب به‌دست‌های ورزیل»، گوشه‌ای است از نمایش‌هایی که «پرویزفنی‌زاده» در آنها بازی کرده است. بعد از آنکه در «خشت و آیینه» گلستان نقش روشنفکری پرت و پلا گو را بازی کرد برای بار دوم در فیلم «گاو» حضور پیدا کرد. فیلمی که تمام تیم بازیگران آن از بازیگران تئاتر بودند.
وی در این فیلم هم نقشی فرعی داشت و بازی و نوع کاراکتری که برایش انتخاب شده بود مجالی برای عرض‌اندام به او نداد. اگر فیلم «گاو» سکوی پرشی برای دیگر هنرپیشگانش شد اما برای فنی‌زاده کاری نتوانست بکند.
تا این که نوبت به فیلم «بهرام بیضایی» رسید که او هم از صحنه تئاتر به سینما آمده بود و با توجه به شناختی که از بازی روان و زیبای فنی‌زاده داشت اورا برای نقش اول، اولین فیلمش «رگبار» انتخاب می‌کند و شخصیت «آقای حکمتی» را به اوواگذارکرد. نوعی بازی که فنی‌زاده درفیلم «رگبار» به نمایش می‌گذارد تا آن زمان در سینمای ما امتحان نشده بود. او باید نقش معلمی گوشه نشین و خجول را بازی می‌کرد که دل در گرو زنی بسته است. فنی‌زاده با بازی خود تمام حس انزوا‌طلبی و ضعف معلم را به خوبی عیان می‌سازد. صحنه درگیری او را با «منوچهر فرید» به یاد بیاورید.
بازی او در زمانی به چشم آمد که پرده سینماها در تسخیر بازیگران لوطی مسلک و انتقام‌جویی‌های قیصر بود. بعد از بازی چشمگ‌یرش در «رگبار» برای بار سوم نقشی فرعی را بر می‌گزیند. بازی زیبای او در «گوزن‌ها»، ساخته «مسعود کیمیایی» که پس از فرار از دست ماموران به اتاق «قدرت» می‌آید و با چشمانی که هراس و ترس از آنها پیداست حس تعلیق را به خوبی به تماشاگرش القا می‌کند.
شاید هیچ‌گاه نتوان چشمان هراسان و از حدقه بیرون زده فنی‌زاده را در آن سکانس جاویدان فراموش کرد. شاید به حرف این نوع بازی آسان جلوه کند ولی بازیگری که بخواهد این‌چنین بازی از خود ارائه دهد باید دنیایی از تجربه و دانش را با خود داشته باشد. «پرویز فنی‌زاده» به قول معروف خاک صحنه خورده است، او استادان بزرگی داشته ولی هیچ کدام آنها «استانیسلاوسکی» نبوده‌اند، ولی باز‌ی‌ای که از او می‌بینیم از جنس بازی تعلیم دیده‌های «اکتورز استودیو» است. بازی و نقش جزو ذات وجودی اوست.شاید غلو نکرده باشم اگر بازی او را هم سنگ بزرگان سینمای جهان قرار دهم.
شاه‌کلید نقش‌هایی که او در کارنامه کوتاه بازیگری‌اش دارد، نقش «مش ‌قاسم»، در سریال «دایی‌جان ناپلئون» ساخته «ناصرتقوایی» است. سریالی که هر قسمت آن یک فیلم سینمایی کامل است. سریالی که خود به واقع سینماست. «دایی‌جان ناپلئون» یکی از بهترین کارگردانان سینما، «ناصر تقوایی» را پشت دوربین داشته است. «مش‌قاسم» نوکر وفادار «آقا بزرگ» است، اشراف‌‌زاده‌ای که در دنیایی که برای خود ساخته زندگی می‌کند. با تصورات نارسیسمی (خودشیفتگی) که خود را همچون ناپلئون بناپارت می‌داند و دشمن او هم کسی نیست به جز انگلستان که دشمنی دیرینه با او دارند.
«دایی جان ناپلئون» را یکی از بهترین اقتباس‌ها از ادبیات می‌دانند. نویسنده کتاب «ایرج پزشکزاد» است که به زیبایی هر چه تمام‌تر زندگی پوچ و هرز اشراف‌زادگان را به تصویر کشیده که دل مشغولی جز غرور،خودخواهی و مال اندوزی ومال پرستی ندارند. پزشک‌زاد تصویری کاریکاتور‌گونه از این اشخاص ارائه داده است. بعد گذشت بیش از 30 سال هنوز تکیه کلام‌های «مش قاسم» ورد زبان مردم کوچه وبازار است کلام معروف دروغ چرا تا قبر آآآ… تماشاگر با دو جنبه از کاراکتر «مش‌قاسم» روبرو می‌شود. یک وجه آن کاراکتر رئال و واقعی است که از او می‌بینیم و وجه دوم آن بازی طنز و شخصیت کاریکاتور‌گونه اوست. فنی‌زاده بدون آنکه به ورطه سقوط بیافتد این وجه طنز کاراکترش را به نمایش می‌گذارد. تکیه کلام ما خودمان یک همشهری داشتیم یا در غیاث آباد فلان را هزار بار می‌شنویم ولی او هر بار آن را به نوعی ادا می‌کند که انگار بار اولی است که کلام از دهان او درمی‌آید. فنی‌زاده در نقش اول شخصیت «بوف کور» هم بازی کرده است. «بوف کور» ساخته «کیومرث درم‌بخش» است. از بازی زیبای او در نقش «سلطان صاحبقران» ساخته مرحوم«علی حاتمی» هم به نیکی یاد کرده‌اند.
شایعات بسیاری از نوع مرگ او در میان مردم است بیشتر مرگ او را به دلیل تزریق می‌دانند ولی دوستان و نزدیکان او مرگش را به دلیل زخمی در بدنش می‌دانند که منجر به کزاز شد و او را از پای درآورد. گویا سر صحنه «اعدامی» مشکلی برایش پیش می‌آید که منجر به ایجاد زخم می‌شود. پس از مرگ او نقش فنی‌زاده را درفیلم «اعدامی» رضا کرم رضایی بازی می‌کند و کارگردان با تکیه‌هایی از مراسم خاکسپاری فنی‌زاده توجیهی برای مرگ او در فیلم می‌آورد.
شاید بیشتر از اینکه کسی قدر او را نداند او قدر این هنر والایی را که در وجود خود داشت، ندانست. ‌او استثناء بود، جرقه‌ای بود برای تمامی ادوار هنری ما که خیلی زود خاموش شد.
پرویز فنی‌زاده اگر زنده می‌ماند شاید انتظامی دیگری برای آینده ایران بود. هیچ کس در سینمای ایران نخواهد توانست «مش قاسم» یا «ملیجک» شود. هر بار که آسمان هق هق می‌کند «رگبار» به خاطر می‌آید که او در آن بازی کرد. چه کسی می‌توانست زیر جلد «بوف کور» هدایت برود، جز او؟
پرویز فنی زاده در سال 1316 متولد شد. پیش از آن که فعالیت هنری را آغاز کند حروف چین و مصحح روزنامه اطلاعات بود.. وقتی ابوالحسن صبا چشم برجهان بست و به یاد او یک برنامه گلها تدارک دیدند فنی‌زاده در آن گروه «نی» می‌زد.
در سال 1337 به کلاس‌های هنرهای دراماتیک رفت و با گروهی از دوستانش گروه « تئاتر گل سرخ» را تشکیل داد و در سال1340 به عضویت گروه « گروه تئاتر پازارگاد» درآمد. از این پس در مقام بازیگر حرفه‌ای تئاتر به فعالیت‌هایش ادامه داد و کار در روزنامه اطلاعات را رها کرد و به اجرای نقش هایی در صحنه و تلویزیون پرداخت. فنی‌زاده در سال 1345 به استخدام اداره هنرهای دراماتیک «اداره برنامه‌های تئاتر» درآمد و استعداد خود را در ایفای نقش‌های طنزآمیز نشان داد.
استعداد و انعطاف فنی‌زاده در بازیگری پای او را به سینما باز کرد. ایفای نقش یک روشنفکر پرحرف و مخالف خوان در «خشت و آینه» 1344 ساخته «ابراهیم گلستان» نخستین حضور فنی‌زاده در مقابل دوربین فیلمبرداری است. فنی‌زاده پس از بازی کوتاه دیگری در فیلم «گاو» ساخته «داریوش مهرجویی»، 1348 که نتوانست استعداد او را عیان سازد، در فیلم «رگبار» ساخته «بهرام بیضایی»، 1350 و سپس «تنگسیر» ساخته«امیر نادری»، 1352 نقش بازی کرد. بازی فنی‌زاده به نقش آقای حکمتی «رگبار» و اسماعیل «تنگسیر» یکی از ویژگی‌های بارز او را نشان داد. نگاه نافذ بسیاری او را با همین نگاه نافذ ستودند و با همین نگاه نافذ به ایفای نقش‌های مؤثری در فیلم‌های «گوزن‌ها» مسعود کیمیایی1354 و «بوف کور» کیومرث درم بخش، 1354 پرداخت.
وی در پنجمین دورة جشنواره سپاس ( 1352) برای بازی در فیلم «رگبار» جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد. همچنین در دو مجموعه تلویزیونی «دایی جان ناپلئون» ساخته «ناصر تقوایی»، 1354 در نقش «مش قاسم» و «سلطان صاحبقران»ساخته علی حاتمی، 1355 در نقش « ملیجک» استعداد خارق العاده‌ای از خود نشان داد.


منبع: ایسکا نیوز

هیچ نظری موجود نیست: