نقد فيلم هاي روز تحلیل روزنامه وطن امروز از فیلم حاتمی کیا: سرنوشت ارغوانی

be rang arghavan.jpgکامیار کیان: اول: ارغوان کامرانی (خزر معصومی) بیزار شده از سیاست، از به حاشیه رفتن و بیزار است از حرف زدن و حرف زدن. ارغوان هیچوقت نتوانسته حضور در کنار پدر و مادر را تجربه کند. پدر و مادر ارغوان از مخالفان نظام ایران هستند و برای رسیدن به اهدافشان، مشی مسلحانه در پیش گرفته‌اند و..
حالا و پس از سال‌ها میثم کامرانی ملقب به شفق (فرهاد قائمیان)، تصمیم گرفته به دیدن دخترش بیاید. مسؤولان دولتی، شهاب 8 (حمید فرخ‌نژاد) را مامور تعقیب و مراقبت از ارغوان کرده‌اند تا به شفق برسند و این در حالی است که همراهان سابق شفق نیز تصمیم به کشتن او گرفته‌اند. حالا این ارغوان است که باید همه این اتفاقاتی که ناخواسته درگیرش شده را به سیاق میراث‌داران خانوادگی بپذیرد و هضم کند و البته بهترین مدل مواجهه با آن را بیابد.
دوم: اصولا حاتمی‌کیا فیلمسازی مضمون‌گراست. او در همه آثارش مستقیم و غیرمستقیم طعنه‌ای به سیاست و اجتماع می‌زند. خط روایی غالب آثار حاتمی‌کیا بر پایه درام عاشقانه‌ای استوار است که بناست پوسته‌ای باشد برای دربر گرفتن موضوع یا موضوعاتی که او بنا دارد طرحشان کند.
شخصیت‌های همیشگی فیلم‌های حاتمی‌کیا در«به‌رنگ ارغوان» هم حاضرند. شهاب 8 شخصیتی که وابستگی عمیقی با آرمان‌ها و ارزش‌هایی دارد که به آنها پایبند است، اساس شروع داستان می‌شود ولی اتفاقاتی که در طول داستان رخ می‌دهد نوعی تغییر و تحول در نوع نگرش او ایجاد می‌کند و به نوعی دچار استحاله فکری و روانی می‌شود و همه چیز را با وضوح بهتری می‌بیند.
البته این روال حاکم بر غالب آثار ملودرام داستانی است ولی وقتی از زاویه نگاه حاتمی‌کیا به مسائل‌ پیرامونی بنگریم، تغییر و دگردیسی معنا و مفهومی خاص خودش را می‌یابد؛ معنایی که متناسب است با دنیایی که از او می‌شناسیم.
در کنار آن شخصیت همیشگی زن معصوم، باوفا و فداکار و البته شجاع و نترس که در شرایط بحرانی تصمیم درست را می‌گیرد و از همه مهم‌تر بانی اصلی تغییر و دگردیسی در شخصیت اصلی است (فاطمه در «آژانس شیشه‌ای» که در «بوی پیراهن یوسف»، «ارتفاع پست»، «موج مرده»، «روبان قرمز»، «به نام پدر» و...هم حاضر بود). نماینده این فضا در این فیلم«ارغوان» است؛ ساده است و صمیمی و در عین حال محکم و صبور و مستقل. با صلابت است و در عین حال آسیب‌پذیر. در کنار این 2طیف اصلی دسته‌ای شخصیت قرار می‌گیرند که بناست تبلور شخصیت‌های اصلی را موجب شوند. در به‌رنگ ارغوان همه را داریم، هوشنگ، ارغوان، دوست سابق ارغوان، میثم کامرانی، مسؤول‌ بالا سری شهاب 8، رئیس پاسگاه منطقه، استاد دانشگاه، دانشجوی سیاسی، دانشجوی غیرسیاسی و... این همه در کنار هم یعنی دنیای مضمون‌گرای حاتمی‌کیا با پوسته‌ای ملودرام.
سوم: همه دل‌نگرانی‌ها و دلهره‌ها و دلمشغولی‌های ارغوان در سکانس ورود پدرش به روستا و اتفاقات اطراف آن به نتیجه می‌رسد و جدای از خوب یا بد بودن نتیجه تصمیم ارغوان، او از شرایط برزخی چندین و چند ساله‌ای که به او تحمیل شده خلاص می‌شود و حالا نوبت او است که فارغ از هرگونه نگرانی و تشویش، تحلیل و عکس‌العمل خاص خودش را نسبت به شرایط محیط پیرامونش داشته باشد و آنها را بروز دهد... .
چهارم: در نگاه نخست شاید اینگونه به نظر بیاید که ارغوان متعلق به نسلی بدون آرمان و مستاصل بوده و سراغ سردرگمی‌ها و سرگردانی‌هایش را گرفته است، ولی با پیشرفت داستان با دغدغه‌های ذهنی ارغوان آشنا می‌شویم.
ارغوان دلمشغولی‌های خودش را دارد. دل‌نگرانی‌های ارغوان و هم‌نسلی‌هایش بشدت بیشتر و جدی‌تر است از گذشتگان حالا سردرگم و پشیمان و... . ارغوانی‌ها حالا صاحب فکرند و ایده و عقل و تحلیل، ارغوانی‌ها می‌دانند چه می‌خواهند و برای این خواسته‌هاشان یاد گرفته‌اند با زبان آدمیزادگان، با زبان گره خورده به عقل و منطق و تدبیر و پیگیری، تکیه کنند و نه زبان گلوله و مبارزه مسلحانه و به بیراهه رفتن. ارغوانی‌ها یاد گرفته‌اند برای جلوگیری از قتل و غارت و سلطه زور، از عقل و زبان و درک بشری بالا بهره ببرند. ارغوانی‌ها تصمیم گرفته‌اند همه خواسته‌هاشان را بشناسند، برایش تلاش کنند و برای رسیدن به نتیجه عجول نباشند و حوصله کنند، بی‌آنکه دلسرد شوند. با این توضیح است که در سکانس پایانی فیلم، ارغوان هم به جمع دانشجویان مخالف احداث جاده در دل بکرترین جنگل‌های ایران می‌پیوندد و مخالفتش با قطع درختان را اعلام می‌کند و با این شعار که «قتل درختان چیزی است شبیه قتل انسان‌ها»، با هرگونه قتل و خشونت و بی‌منطقی مخالفت می‌کند چراکه نمی‌خواهد نسل پس از خودش به سرنوشتی شبیه آنچه خودش دچارش بوده دچار شوند.
آخر: برخلاف همه اظهارنظرهایی که حول و حوش «به‌رنگ ارغوان» حاتمی‌کیا گذشت، باید گفت، به‌رنگ ارغوان جزو آن دسته از فیلم‌های حاتمی‌کیاست که تاریخ مصرف ندارد و البته اگر دیده نمی‌شد در حق کارگردان و تماشاگرش جفا می‌شد، هرچند در حد و اندازه‌های آثار شاخص او مثل «آژانس شیشه‌ای» یا «روبان قرمز» نیست.

هیچ نظری موجود نیست: